چگونه در مواقع خاص نه بگوییم؟(۷)

بعضی از سوالاتی در خصوص نتوانستن گفتن نه به شخص مورد نظرمان را آماده کرده ایم. با ما همراه شوید.

* سناريو

«ماشینم را به برادرم قرضی دادهام تا این هفته که ما نیستیم از آن استفاده کند. میتوانم رانند هات را برای چند ساعت قرصی بگیرم تا راه را به ما نشان دهد و ما را برساند»؟

اینجا چه اتفاقی افتاده است: دوستان گاهی از شما اجازه می گیرند تا چیزی را که در اختیار دارید قرضی بگیرند تا کمکی باشد برای جا به جا کردن وسایل منزلشان، تعمیرات شیرآبی که چکه میدهد و یا هر چیز دیگر. خدمتکار شما قوی و دست و پادار است. شما می دانید مسیری که او میخواهد برود بسیار طولانی است و ساعتها طول میکشد. دست کم چهار یا پنج ساعت راننده باید در اختیار انها باشد.

پاسخ: «این هفته واقعاً به خدمتکارم احتیاج دارم». حتی میتوانید واقعیت را بگوئید. پدر و مادرم دارند می آیند، باید پرده ها نصب شوند و او باید وقتی من در منزل نیستم از بچه مواظبت کند.

هشدار: وقتی خودتان به خدمتکارتان نیاز دارید او را به کسی قرض ندهید.
* سناريو «نمایشگاه صنایع دستی جمعه شب افتتاح می شود. بعد از کار آنجا میبینمت».

اینجا چه اتفاقی افتاده است: نه گفتن به افراد دیکتاتور مشکل است. انها میدانند چه می خواهند و تا به آنچه که می خواهند نرسند دست بر نمی دارند. تعجبی ندارد آنچه که آنها در زندگی می خواهند با خواسته های شما زمین تا آسمان تفاوت دارد. میخواهید جواب مثبت دهید اما اگر بخواهید جمعه شب انجا باشید باید کیلومترها در ترافیک سنگین رانندگی کنید و این اصلاً جالب نیست. بهتر است کس دیگری را انتخاب کند.

پاسخ: «جمعه روز خوبی برای من نیست. بهتر است شنبه صبح برویم».

هشدار: برای اینکه زندگی سادهتری داشته باشید، به این توجه کنید که چه چیزی برایتان راحت تر و مناسب تر است. افرادی که بهترین ها را برای خود می خواهند کسانی هستند که میدانند چه میخواهند و به هر چیزی که آنها را از نیازهایشان دور می کند، نه میگویند.

loading...
گوناگون

ارسال نظر