s                                   

چگونه در مواقع خاص نه بگوییم؟(۲۶)

فرزند دوازده ساله اتان میپرسد: «بیلی برای جمعه شب از من دعوت کرده است. می توانم بروم»؟

اینجا چه اتفاقی افتاده است: شما متعجب شده اید. فرزند شما هنوز خیلی کوچک است که بخواهد با دوستش قرار ملاقات داشته باشد. از طرف دیگر، باید به او اجازه دهید تا اعتماد به نفسش را تقویت کند اما هر چه فکر می کنید به این نتیجه می رسید که او هنوز خیلی کوچک است.

پاسخ: «جواب من منفی است. قبل از اینکه بخواهم تجدیدنظر کنم باید در مورد این دوستت همه چیز را به من بگویی».

هشدار: قبل از اینکه بخواهید در مورد این درخواست فرزندتان عکس العملی نشان دهید، باید بفهمید که قرار گذاشتن برای فرزندتان و دوستش چه معنایی دارد. آیا این یک مهمانی گروهی است در خانه یکی از دوستانشان و یا آنها میخواهند دونفری به سینما بروند.

«می توانم شب را در خانه «تام» بمانم»؟

اینجا چه اتفاقی افتاده است: پسر شما میخواهد که شب را در خانه دوستش بماند اما شما تنها یک بار تام را دیده اید و تا به حال اصلاً با پدر و مادر او آشنا نشده اید. همین دلیل برای مخالفت کردن کافی است.

پاسخ: «نه، اگر بخواهی دوستت میتواند شب را خانه ما بماند».

هشدار: در مورد تصمیمی که گرفته اید خیلی فکر نکنید و محکم باشید. مطمئن باشید که تصمیم درستی گرفته اید.

«می توانم کمی آرایش کنم؟ حالا دیگر دختر بزرگی شده ام».

اینجا چه اتفاقی افتاده است: شما میدانید که کمی رژلب و ریمل کمک میکند که دخترتان زیباتر به نظر بیاید. اما از اینکه او خودش را نقاشی کرده و در جمع ظاهر شود وحشت زده هستید. شما متوجه شده اید که دوستان او اینگونه آرایش می کنند.

پاسخ: «من اینطور فکر نمی کنم. جواب من منفی است اما بیا در موردش صحبت کنیم»؟

هشدار: نوجوان شما فکر می کند که او را درک نمی کنید و فردی غیرمنطقی هستید. او را راهنمایی کنید و به او یاد دهید که چگونه باید از وسایل آرایش استفاده کند. به او یادآور شوید که می تواند کمی آرایش کند اما نه در مدرسه، نه در جمع های خانوادگی و نه در مراسمی که شما در آن احساسی راحتی ندارید.

فرزندتان با لحنی ملتمسانه میگوید: «یک سگ برایم می خری؟ قول می دهم از آن به خوبی مراقبت کنم».

اینجا چه اتفاقی افتاده است: در این شرایط بچه ها فقط به داشتن یک سرگرمی فکر می کنند اما شما میدانید که ۹۵ درصد از مسئولیت مواظبت و رسیدگی به یک حیوان خانگی به عهده شما است. تا زمانی که خودتان هم به داشتن یک سگ تمایل پیدا نکردهاید خواسته او را

پاسخ: «نه». در ادامه دلايل خود برای نپذیرفتن درخواست او اضافه کنید: ما همه کار می کنیم و سگ باید مدت زیادی را تنها در خانه باشد، برنامه تمام اعضای خانواده پر است، جا به اندازه کافی نداریم و تو آلرژی داری.

هشدار: در ابتدا که سگ کوچک است نیازی نیست آن را برای پیادهروی بیرون ببرید اما هر چه بزرگتر می شود باید شش تا هفت بار در روز او را بیرون ببرید.

«امامان تکالیف مدرسه ام خیلی زیاد است، امشب باید همه را انجام دهم. شما ظرفها را می شویید»؟

اینجا چه اتفاقی افتاده است: وقتی او با لحنی دوست داشتنی و همراه با لبخندی زیبا که چالهٔ با مزه ای را روی گونه اش پدید می آورد چنین درخواستی از شما می کند، مخالفت کردن با او کمی مشکل است.

پاسخ «ابدأ. اول ظرفهایت را بشوی بعد به کارهایت برس».

هشدار: اگر در چنین شرایطی حتی کمی انعطاف و ملایمت به خرج دهید خود را تبدیل به یک خدمتگزار دائمی کرده اید.

loading...
گوناگون

ارسال نظر