ضربه در نتیجه ی اعتماد به دیگران

اگر از آدم هاي مورد اعتمادتان ضربه خورده ايد احتمالاً اين باور كه «مردم قابل اعتماد هستند» را كنار خواهيد گذاشت و به خودتان خواهيد گفت «هيچ كس قابل اعتماد نيست». در اين موارد بهتر است ديدگاه واقعي بينانه تري اتخاذ كنيد و بگوييد «به بعضي از آدم ها زياد نمي توانم اعتماد كنم، به بعضي از آدم ها تا حدودي مي توانم اعتماد كنم و به بعضي از آدم ها مي توانم خيلي اعتماد كنم».

آيا بيش از حد به مردم اعتماد مي كنيد ؟ در اين مورد كه چقدر به ديگران اعتماد كنيد با ديگران مشورت كنيد. مي ت وانيد از مشاور كمك بگيريد يا با آدم هايي مشورت كنيد كه نگاه عاقلانه اي به مسئله اعتماد دارند.

معناجويي و توقع انصاف و نظم

اگر بفهميد رويداد دردناك يا ضربه چرا رخ داده است، كمتر ناراحت خواهيد شد چون روشن موضوع به شما كمك خواهد كرد. البته بايد مراقب برخي نكات باشيد. اين سوال كه «چرا چنين اتفاقي براي من افتاد؟» احتمالا شما را درگير احساسات بدي مي كند چون در واقع يك گزارش است – مبني بر اين كه «نبايد چنين اتفاقي برايم مي افتاد» و پاسخي ندارد. در اين مورد، مشكل اين است كه توقع داريد دنيا عادل و منصف باشد. براي رفع اين مشكل چند اقدام مي توانيد انجام بدهيد.

ابتدا آنها را زير سوال ببريد. براي مثال به جاي آن كه بگوييد «چرا من ؟» از خودتان بپرسيد «چرا من نه ؟»

سپس واقعيت را بپذيريد. واقعيت پذيري دو مرحله دارد. مرحله اول اين است كه به واقعه اعتراف كنيد و بگوييد ممكن است دوباره رخ بدهد، هر چند اميدوار هستيد تكرار نشود و حداكثر سعي خود را مي كنيد تا احتمال وقوع آن به حداقل برسد. دوم اين كه نبايد ها را به ترجيح مي دهم تبديل كنيد. بد نيست مطالب مبحث واقعيت پذيري را مرور كنيد.

loading...
سطح ۱ گوناگون مطالب برگزیده

ارسال نظر