s                                   

خودياري در زمينه برطرف کردن اضطراب

براي مهار اضطراب مشكل ساز، به روش نيرومندي براي تغيير دادن خود نياز داريد. اين كتاب بر چنين روشي كه درمان شناختي رفتاري ناميده مي شود، مبتني است. درمان شناختي رفتاري كه در دهه ۱۹۵۰ پي ريزي شد و مباني تحقيقاتي محكمي دارد، پر مصرف ترين روش روان درماني دنيا است.

فرض اصلي در درمان شناختي – رفتاري اين است كه انسان ها با تغيير دادن باورها مي توانند بر مشكلات هيجاني و رفتاري خويش غلبه كنند. اگرچه انسان ها از لحاظ زيست شناختي به باورهاي نامعقول گرايش دارند ولي ظرفيتي فطري براي مبارزه عقلاني و منطقي با تفكر ناكارآمد نيز دارند.

اما چرا «شناختي – رفتاري» ؟ «شناختي» به فرايندهاي مرتبط با دانش اندوزي و باورمندي اشاره دارد. هدف اصلي درمان ايجاد كند و اين تغيرات به نوبة خود، طرز فكر مردم درباره وقايع و شرايط را عوض كنند. هدف بسياري از فنون «شناختي» تغيير دادن تفكر است؛ براي مثال، جمع آوري شواهد كمك مي كند ببينيم باور مورد نظر درست است يا غلط.

بشه ديگري از فنون درمان شناختي – رفتاري، فنون «رفتاري» هستند. اين فنون با ترغيب انسان ها به انجام دادن اعمال جديد، تغييرات فكري آنها را تقويت كرده و به تدريج تغييرات رفتاري ماندگاري ايجاد مي كنند. يكي از فنون پر مصرف رفتاري، حضور تعمدي در وضعيت ترسناك با اين هدف كه شخص بفهمد آن وضعيت خيلي هم خطرناك نيست.

سومين نوع فنون درمان شناختي رفتاري – فنون «هيجاني» است. در اين فنون از راهبردهايي مثل شوخي يا تصوير سازي ذهني كه بر هيجانات تاثير مي گذارند استفاده مي شود و مثل قبل، هدف آنها ايجاد تغييرات بلند مدت در رفتار است.

پس رويكرد ما «شناختي – هيجاني – رفتاري» است و چون تغيير كردن يك مورد موجب تغيير دو مورد ديگر مي شود، در مورد آنها تعبير افكار، احساسات و رفتارها را به كارمي بريم.

اصول خود درماني شناختي – رفتاري

اين كه فنون را بي هيچ چارچوبي از اين طرف و آن طرف جمع كنيم فايده ندارد. در اينجا سعي مي كنم اصول جهت دهي خودياري را توضيح بدهم.
نخست اين كه در خنود ياري مي خواهيد به مرحله انتخاب هيجانات، رفتارها و راه و رسم زدگ برسيد البته تا آنجا كه ممكن باشد و محدوديت فيزيكي، اجتماعي يا اقتصادي خاصي براي شما ايجاد نكند. همچنين مي خواهيد روشي براي مشاهده كردن خودتان و تغيير دادن خودتان بيابيد تا به كمك آن، فوايد حاصل از خودياري را حفظ كنيد.

دوم اين كه تمام هيجانات منفي، مر نيستند. تمام هيجانات مثبت نيز مفيد نيستند. اين كتاب دربارة «مثبت انديشي» نيست؛ بلكه دنبال افكار، هيجانات و رفتارهاي واقع بينانه اي است كه با رويدادها و شرايط زندگي شما تناسب دارند.

سوم اين كه كنترل هيجان به معناي فروخوردن احساسات نيست بلكه بر عكس : راهبردهاي شناختي – رفتاري به شما كمك مي كنند آماده شويد. با هيجانات و تجربه هايي ك ه آنها را به خاطر ترس خفه مي كنيد، مواجه شويد.

چهارم اين كه رويكردي كه قرار است در رابطه با مديريت اضطراب بياموزيد بايد مبتني بر روش هاي علمي باشد. به جاي «خوب» و «بد» در نظر گرفتن رفتار بهتر است آن را «كارآمد» و «ناكارآمد» در نظر بگيريد. در اين رويكرد، شما به جاي «جادو»، براساس عقل و شواهد مي انديشيد.

و بالاخره هدف شما مديريت است نه معالجه؛ به عبارت ديگر مي خواهيد مشكل را كنترل كنيد نه درمان. بنابراين اگرچه علل زير بنايي مشكل رفع نمي شوند ولي تاثير شديد آن بر زندگي و ميزان شادماني شما كم خواهد شد.

loading...
سطح ۱ گوناگون مطالب برگزیده

ارسال نظر