اصول نه گفتن در محل کار

«اتاق جلسه خیلی درهم و برهم است. ممکن است قبل از اینکه کارمندان وارد شوند آنجا را مرتب کنی»؟ این سؤالی است که مدیر شرکت از شما پرسیده است.

اینجا چه اتفاقی افتاده است: اینجا یک شرکت کوچک است و هرکس وظایف خاص خودش را دارد. تمیز کردن اتاق کنفرانس زحمتی برایتان ندارد کما اینکه بارها این کار را انجام دادهاید اما اینکه بخواهید هر دفعه به خاطر هر جلسه و کنفرانسی نقش یک خدمتکار را برعهده بگیرید دیگر تقاضای بی جائی است. مدیر شرکت می داند درخواست نابجائی کرده و با این درخواست شما نمی توانید از وقت کاری خود به نحو احسن استفاده کنید.

پاسخ: «نه، کار دارم، میتوانید از کسی دیگری بخواهید این کار را انجام دهد»، «باید تلفن بزنم» یا «باید اسناد شرکت را آماده کنم، کسی دیگری میتواند این کار را انجام دهد».

هشدار: طوری رفتار نکنید که دیگران همه کارهایشان را به شما محول کنند. اگر این کار را بکنید باید تا آخر عمر کارهای اضافه دیگران را عهده دار شوید.

«یک لطفی بکن و نگاهی به گزارش «تیم» بینداز بعد به من بگو نظارت ܟܸܢܢܢܢܢܝ̈. می دانم درخواست بزرگی است اما…»

اینجا چه اتفاقی افتاده است: (نکته: با درخواست کننده رودر بایستی دارید). «تیم» در مجتمع شما کار نمی کند و شما هیچ چیز از نحوه کار او نمیدانید. همچنین اصلاً دوست ندارید در کارهای کسی دیگری دخالت کنید. جواب معقولی بدهید.

پاسخ: «نه، من هیچ چیز از پروژه او نمیدانم. کسی که با تیم کار می کند میتواند نظر بهتری ارائه دهد».

هشدار: این که ماسک دانستن همه چیز را به چهره بزنیم عاقبت خوشی نخواهد داشت همین که بگوئید. «اطلاعات کافی ندارم» کفایت می کند. صادق باشید.

«رئیس گزارش کاملی از عملکرد سالیانه میخواهد: «میتوانی آن را تا شنبه آماده کنی»؟

اینجا چه اتفاقی افتاده است: ماه هاست که میدانید باید این گزارش را آماده کنید اما هنوز روی آن کار نکردهاید زیرا رئیستان کارهای دیگری را به شما محول کرده بود، او میداند که شما کسی نیستید که از زیر کار در بروید و اگر بخواهید می توانید گزارش را تا شنبه آماده کنید. اما برای این کار باید چند شب متوالی بیدار بمانید. کار عاقلانه این است که خیلی رک و بی پرده با رئیستان صحبت کنید.

پاسخ: «نه، هنوز آماده نیست، وقت بیشتری لازم دارم».

هشدار: قول دادن برای انجام کاری که نمی توانید آن را انجام دهید شما را تبدیل به شخصی بی کفایت می کند. با توضیحات لازم، رئیس خود را قانع کنید.

شخصی که برایش کار می کنید می گوید: «یک مشتری جدید داریم و یک کوه کار، می توانی از پسش بر بیائی»؟

اینجا چه اتفاقی افتاده است: به محض اینکه این سؤالی به گوشتان می رسد میتوانید تصور کنید که منظور او از یک کوه کار چیست. تصورش را هم نمی توانید بکنید که با وجود این همه کار باز همکاری اضافه شود. قبل از جواب دادن ابتدا به ظرفیت خود فکر کنید.

پاسخ: «من نه. تا وقتی که این پروژه ها را تمام نکردم، نمی توانم کار دیگری را قبول کنم».

هشدار: وقتی چندین کار را با هم انجام می دهید، کارتان هیچگونه بازدهی نخواهد داشت نتیجه فقط خستگی و فشار عصبی است.

«تمام این نامه ها باید تا آخر امروز تمام شود. میتوانی در وقت ناهار آنها را داخل پاکت نامه بگذاری»؟

اینجا چه اتفاقی افتاده است: اعتماد دوستتان به شما قابل ستایش است. اما اینکه آنها از شما بخواهند کارهای خسته کننده ای را انجام دهید کمی بی انصافی است. به راحتی پاسخ منفی دهید.

پاسخ: «نه، امروز نمی توانم این کار را بکنم.»

هشدار: به محض اینکه دیگران متوجه شوند شما فردی نیستید که هر کاری را انجام دهید، قبل از هر درخواستی اندکی تأمل می کنند. اما در مورد رؤسا وضع کمی فرق می کند، در برخورد با آنها کمی محافظه کار باشید، حتی اگر بعضی از کارهای کوچک را هم برایشان انجام دهید اشکالی ندارد.

گوناگون

ارسال نظر